کار از سر ما بیرون
بیرون که بیایم خوابت کابوس می شود
تراژدیم را بغل بگیر!
خبر:سامره با اولین قرارداد حرفه ایش رسما به حیطه ی فیلمسازی قدم گذاشت..
امیدوارم....
هست!!
شکر تلخ:
کتاب مقدسِ من/ به قرآن ـ عشق از تو به انجیل!!
میراثمون زیر خاک / / ایمان از دلمون ریشه می زنه/// اما اگه معجزه جنین بشه؟؟!!!
کدوم عقیمی خدا رو به بچه پدر میذاره تا مسیح به دنیا بیاد؟...
اینه داستان!!
سرش گرمه و من نگاهش میکنم.خیلی وقتا با ستایشو عشق گاهی هم با فریاد وغرو بازم عشق
......................
...............................
..........................................
اما یه آموزش برای خودم:
این غزل به عنوان اولین غزلم به مزایده گذاشته میشود!
تنت را دوش ای دوشیزه خانم هی بریز امشب ونیزی
خراشی
... ناخنت در پوستم تا می درد چشمم به هیزی
بریزی دیگ جوشی را بر اندامم زنی قُل قُل
...کویری
صدا یت
/ می شود شیطان،خدا جان می دهد مردی غریزی
جهنم در رگم سوراخ موشی کردمت قرمز به خالی
زدم بر نقشِ ماری روی دستم سوزنت را من به تیزی
کشاندم رد دستم را به دنبالت فرو از ضرب سوزن
«
بلایی کز حبیبَ»م /جِن زده ناقوس در مغزم که چیزی
شبیهِ ناله از هذیانِ من بر ریزشِ خونم کدر بود
دوامت می دهم تا در تنم تصویر، لرزی، سوزوجیزی
تمامِ هفته را در انتظارت قاب
/ می زد طرح هایی که...
زنی قلیون کشیدم مرد را چیدم کنارش سینیِ دیزی
تنیدی در میانِ دست هایم، با نفس ها سقفِ خانه
به ضربِ استخوانت جیر جیری در سرم کابوسِ لیزی
دوباره این ستون را زلزله
...تختی که می افتد به لرزه
بگیری حسِ مردن، دستِ من بر لرزشت تا لمسِ چیزی
-
نمی فهمی که من کردم تو را آدم و حالا تو کثافت
نما را میبُرد زن تا بگوید او به من
: شاعر! مریضی؟
هنوزَم چشم از در بر
........نخوابیدم هنوزم بی لیاقت
جوابِ شب کجا بودی رو می دی ماچ و می گی
:
?!! Take it easy
تمامی توی دیروزم؛کجا گم کردمت؟لعنت بر این ذهن
تو حالا پاره ای در عکس ها، در چشم هایم ریز ریزی
مرا بیرون کن از این خواب
... تن تابوتِ من نیست
بسوزان جعبه را
- در خاطراتم- چرک می شد هر تمیزی
به فالِ خود مرا محکوم شد زن و حالا
...
تو سرد از هفته ها
در من
عروسک
تن سپرده رویِ میزی
|
+| نوشته شده توسط
سامان استرکی در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385
|